تبلیغات
منجی(عج) - زندگینامه شهید علیرضا خسروی
 
 
تاریخ :  سه شنبه 26 آبان 1383
نویسنده :  افسر نگهبان

سلام...
چند روز پیش آقای نایب خسروی (عمو) معلم ما دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی مدرسه شهید محمد منتظری سرچاه از ما تحقیقی خواست... اسماعیل پور قنبری یکی از هم کلاسی ها تحقیقی در مورد زندگی شهید علیرضا خسروی(دایی) به کلاس اورد... با درخواست معلممون این متن سر کلاس توسط ایشون قرائت شد:





بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه شهید علیرضا خسروی
شهید علیرضا خسروی در سال 1346 در خانواده ای مستضعف و مؤمن در روستای سرچاه از توابع اردل پا به عرصه ی وجود گذاشت. از همان اویل کودکی، روح پاک او درد مظلومین و محرومین را سر می گرفت.

بقیه متن رو در ادامه مطلب ببینید...

در دوسالگی مادرش از دنیا رفت و پس از آنکه به سن شش سالگی رسید در روستای سرچاه وارد مدرسه ی ابتدایی شد و مدت دو سال تحصیل نمود و به علت اینکه پدرش در هشت سالگی از دنیا رفت وی ترک تحصیل نمود. و بعد از آن به علت وضعیت مالی برای کارگری به اصفهان رفت و مدتی را آنجا بود تا اینکه مخارج برادران و خواهران خویش را تأمین کند.
وی در اصفهان با برادران دیگر اخلاقی بخصوص داشت و همیشه با برادران حزب اللهی و دانشجوی شهید همچون ایرج خسرویان نشست و برخاست داشت و سخنان آن شهید بزرگوار را هیچ موقع فراموش نمی کرد.
وی در براندازی حکومت شاهنشاهی همگام با برادران دیگر در تظاهرات شرکت می نمودند.
شهید علیرضا می گفت : از خواهرانم به خوبی نگهداری کنید.
تقوا و ایمان شهید خسروی نزد همه ی مردم مبرهن بود و در مسائل اخلاقی و دینی شوق خاصی داشت.
بعد از گذشت چند سالی از انقلاب به علت شوقی که در دل به خدا داشت عازم جبهه ی نبرد حق علیه باطل شد.
او همیشه می گقت من رفتن به جبهه را برخود واجب می دانم تا اینکه به ندای امام عزیز پاسخ دهم.
در سال 1362 به بسیج مرکزی بروجن مراجعه کرد و برای رفتن به جبهه ثبت نام نمود. در زرین شهر اصفهان آموزش نظامی را فراگرفت و بعد به جبهه ی کردستان اعزام گردید و برای مدت چهار ماه در کردستان با ضد انقلاب ها مبارزه کرد.
بعد از چهار ماه به روستای خویش برگشت و بعد از گذشت مدتی برای اینکه به خانواده ی خویش کمکی برساند مجددا برای کار به اصفهان رفت و همیشه در نماز جمعه ها و دعای کمیل ها شرکت می نمودند.
وی دوباره برای رفتن به جبهه چندین بار به بسیج مراجعه کردند تا اینکه مهر63 به جبهه ی اهواز عازم شدند.
شهید علیرضا در نامه های خویش می نوشت:
هنگامی که خبر شهادت مرا شنیدید گریه نکنید! زیراکه شهادت را عروس خود می دانم. بدانید که در این عروسی قبر حجله  و کفن لباس دامادیم و خون سرخم حنای عروسی می باشد.
در همین عملیات بود که پس از روزها جنگیدن با کفار در نهم آذرماه  بر اثر اصابت گلوله در خاک های نرم کوشک به دیدار معبودش شتافت.

مهدی خسروی1383/8/26



:: مرتبط با: قرارگاه فرهنگی منجی عجل الله فرجه , استان چهارمحال و بختیاری , سبک زندگی اسلامی , داستان و مطالب جالب , پایگاه بسیج , آلبوم تصاویر , پیام وبلاگ , راهیان نور , شهادت , نوجوان , شهدا , جوان , زندگینامه شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید علیرضا خسروی , سرچاه , اردل , پنجم ابتدایی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
باسلام
وبلاگ منجی عج قصد دارد که بصورت اجمالی، مختصری از مباحث گوناگون فرهنگی( مهدویت ، شهادت و رهنمود های رهبری را در عرصه فرهنگ و تهاجم فرهنگی )به آرایش در آورد ودر کنار آن از مباحث و موضوعات مختلف و متنوع دیگر نیز استفاده کند.
  :: مدیر وب سایت : ژنرال
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


خطاطی نستعلیق آنلاین